پست‌مینیمالیسم

 

«پست‌مینیمالیسم»، عنوان پایان‌نامه‌ی است از آقای حسن ملكی به راهنمایی استاد سركار خانم پروین طاعی كه در مقطع كارشناسی رشته‌ی عكاسی ارائه شده است.

 این پایان‌نامه با مقدمه‌ا‌ی كوتاه، نخست به بررسی پاپ آرت (PopArt) و چگونگی ظهور این جریان، رویدادها، معرفی گروه‌ها و هنرمندان آن پرداخته است. در بخش بعدی تحت عنوان مینیمالیسم به بررسی شاخه‌های هنر مینیمال می‌پردازد كه در واقع این چند بخش مقدمه‌ای برای معرفی بهتر این جریان‌ها و روند تبدیل آن‌ها به پست‌مینیمالیسم است. دو بخش دیگر در برگیرنده‌ی چگونگی ظهور این جریان‌ها، توضیحی درباره‌ی عنوان آن‌ها و معرفی هنرمندانی است كه در این عرصه‌ها به فعالیت پرداخته‌اند.

 

 

 

بخش بعد شامل مبحث كامل و جامعی درباره‌ی دیوید هاكنی است كه خواننده در آن با بیوگرافی، آثار، زمینه‌های فعالیت و دیدگاه‌های این هنرمند آشنا می‌شود. در این بخش فتوكلاژهای هاكنی نیز مورد بررسی قرارگرفته است.فصل آخر نیز به پروژه‌ی عملی آقای ملكی و آثار او اختصاص دارد. به‌نظر می‌رسد عنوان این پایان نامه تقریباً به خطا رفته است، چرا كه انتظار می‌رفت با بحث مفصل‌تر و جامع‌تری در باب پست‌مینیمالیسم مواجه شویم. هرچند خود آقای ملكی در قسمتی از مقدمه چنین عنوان كرده است: «مقوله پست‌مینیمالیسم یك بحث ناشناخته در مجامع هنری ایران است كه این خود عاملی است برای پرداختن به این موضوع، هرچند ناقص به دلیل نبودن منابع.»

 

 

در مجموع، می‌توان این پایان نامه را مفید و خواندنی ارزیابی كرد چرا که معرفی چند جریان هنری و یك هنرمند شاخص در این جریان، آن‌را ارزشمند ساخته است.

 

 این پایان‌نامه به شماره « 1382,157 » در كتابخانه دانشگاه هنر موجود است.

نوشته ی ونوشه محمدی

هرکاری که با پیشرفت و نوآوری همراهه، توسط دانشجویان انجام میشه

 

گفت‌وگوی این شماره اختصاص دارد به حسن کمالی، فارغ التحصیل رشته‌ی عکاسی دانشگاه هنر. او در سال  1361  در شهرستان مرند به دنیا آمد. در سال 1380 در رشته‌ی عکاسی دانشگاه هنر، مقطع کارشناسی، پذیرفته شد و در مهرماه سال گذشته (1385)، پایان نامه‌ی خود را ارائه داد. حوزه‌ی فعالیت او عکاسی تبلیغات، صنعتی و معماری است. حسن کمالی به خاطر ساختن سافت باكس(soft box) یک پارچه‌ی سقفی، که برای اولین بار در ایران ساخته می‌شد، پایان نامه‌ی معروف و معتبری را در دانشگاه به ثبت رساند. جزئیات تکنیکی ساخت این سافت باكس در پایان نامه‌ی آقای کمالی به صورت کامل آمده است. 

 

با چه ذهنیتی ازعکاسی وارد دانشگاه هنر شدی؟

علاقه‌ی اصلی من طراحی صنعتی بود و به خاطر همین کنکور هنر شرکت کردم. ولی طراحی صنعتی نشد و عکاسی قبول شدم. در جلسات اول، استاد از ما خواست که با جعبه‌های شیر خشک دوربین pinehole بسازیم. وقتی عکسم را چاپ کردم، تصمیم گرفتم تا آخر ادامه بدم.

 

 از اول تصمیم داشتی عکاسی تبلیغات کارکنی، یا اینکه این 4 سال و گذراندن کارگاه‌های تخصصی مختلف در دانشگاه تأثیری در انتخابت داشت؟

گرایشی که بیشتر کار می‌کنم عکاسی تبلیغات، معماری و صنعتی است. ولی در این مدت همه‌ی گرایش‌ها را امتحان کردم و در همه‌ی زمینه‌ها فعالیت کردم. تنها نمره ی 20 من در کل دانشگاه، کارگاه عکاسی خبری بود و خودم هم راضی بودم. ولی دیدم عکاسی خبری چه قدر ساده است و چیزی نیست که من می‌خوام. وقتی که اومدم عکاسی می‌خواستم کاری را یاد بگیرم که هر کسی نتونه انجام بده. می خواستم این 4 سالم به درد بخوره. مثلاً عکاسی هنری یك نوع عکاسی شخصیه و هرکسی می‌تونه انجام بده. ولی عکاسی تبلیغات پروسه داره، نمی‌شه یك روزه رفت و انجامش داد. علاوه بر ذوق و قریحه مقدار خیلی زیادی به فن احتیاج داره. ذهن من یک ذهن فنی است تا هنری به همین خاطر از اول گرایشی را انتخاب کردم که با ذهنیت خودم بخونه و دنبال جنبه‌های فنی بودم. دنبال کاری رفتم که عکاس‌های معمولی نمی‌تونن انجام بدن.

 

 

از پایان نامه‌ات و وسیله‌ای که ساختی بگو.

اول قرار بود از لوازم خانگی عکاسی کنم که یک کار عکاسی از تریلی برای بروشور یک شرکت به من پیشنهاد شد. فقط به عنوان یك کار رفتم سراغ تریلی، نور پردازی کردم و عکس‌ها را گرفتم. کار که تمام شد متوجه شدم تا حالا کسی برای عکاسی از تریلی، نورپردازی نکرده. برام جالب بود و آقای خادمیان که استاد راهنمام بود، پیشنهاد کرد موضوع پایان نامم را عکاسی خودرو انتخاب کنم. من هرچی بروشور از شرکت‌ها می‌تونستم جمع کردم و نگاه کردم. دیدم عکس از ماشین یا در نور روزه یا اگر در استودیو نورپردازی شده، نورها غلطه. گام بعدیم این بود که شروع کردم مجلات ماشین جمع کردن و عکس‌ها را دیدن. عکس‌ها را مطالعه کردم. می‌دیدم که نور‌ها روی ماشین تیکه تیکه نیست و همه یک دسته. شکیل و طراحی شده است. یک عکس پشت صحنه از یك فلاش broncolor دیدم و توجه شدم راز نور یک دست همین سافت باكسه ... به آقای خادمیان گفتم و قرار شد که بسازمش. تو ایران نه نمونه ای بود که بتونم ببینمش، نه کسی که بخواد کمکم کنه. با دوست و همكلاسیم آقای عمران نیك زاد دست به كار شدم و ساختمش.

 

 به فکر خریدنش هم افتادی؟

قیمتش حدود 5 میلیون تومان می‌شد و تازه 3 ماه طول می‌کشید تا به دستم برسه. اصلاً امکانش را نداشتم. به کمک آقای خادمیان طرح اولیه‌اش را کشیدم و بعد به چند تا استاد نشون دادم. همه می‌گفتن از لحاظ فنی امکانش نیست. آقای خادمیان که خودش سافت باكس کوچک‌تری ساخته بود، یک سری اطلاعات در اختیارم گذاشت من هم رفتم تحقیقات کردم. به پیشنهاد آقای خادمیان اول یک ماکت ساختم و با ماکت تست کردم و بعد سایز اصلی را ساختم، موفق بود. از فلاش های دیگه هم استفاده کردم ولی نور اصلیم همین بود.

 

 

برای درآوردن درخشش لاستیک، تجربه‌ی جالب دیگه‌ای هم بدست آوردم. تحقیق کردم دیدم برای این کار تو ایران هنوز از نوشابه سیاه استفاده می‌کنند. ولی من با یك تحقیق مختصر دیدم با یك اسپری که تو همه‌ی کارواش‌ها هم پیدا می‌شه، می تونم این کار را انجام بدم.

 

 عکس‌ها را دوسالانه شرکت دادی؟

عکس‌های ماشین را شرکت دادم. کارم که پذیرفته نشد، اول خیلی ناراحت شدم. ولی بعد که عکس‌ها را به کسانی که برنده شدن و بزرگ‌های این کار بودن، نشون دادم تا نظرشون را بدونم، اکثرشون بهم گفتن اگر این عکس‌ها را شرکت می‌دادی، عکس‌های ما پذیرفته نمی‌شد. برای من جالب بود که اونا فهمیدن که من کاری را کردم که تا حالا هیچکس انجام نداده حتی خودشون.

 

  روی مجموعه ی جدیدی کار می‌کنی؟

هفته‌ی پیش از تونل فاضلاب در حال ساخت عکاسی کردم. این هفته هم دارم یك سری کار می‌کنم از خطوط هوایی ولی چون خودم راضی نیستم هنوز ارائه ندادم.

 

 برای عکاسی و پروژهایی که می‌گیری معرف یا رابطه ی خاصی داری؟   

هفته ی پیش یکی از دوستان برای پایان نامه‌اش همین سوال را پرسید. گفتم که من خودم رفتم سایپا و براشون توضیح دادم که چه کاری می‌خوام انجام بدم، اون‌ها هم کلی استقبال کردن و حتی پذیرفتن یك سری امکانات در اختیارم بذارن. این ذهنیت که شرکت‌های بزرگ کار عکاسی خودشون را به ما نمیدن غلطه. اگر ایده‌ی خوبی داشته باشید کلی هم استقبال می‌کنن. Airline  هم همینطور شد. ما طرح را دادیم و قبول کردن. ما برای اولین بار داخل هواپیما را با فلاش نورپردازی کردیم، کابین مهماندار را نور پردازی کردیم ولی خودم از نتیجه راضی نبودم و برام درحد اتود بود.

 

 در پایان اگر حرف خاصی داری بگو.من سنگ بزرگ برنداشتم وفقط تلاش کردم. نتیجه هم این شد، شرکتی که پارسال خواستم  کار کنم و نپذیرفته بودن، حالا خودشون پیشنهاد دادن که برم و باهاشون کار کنم ولی من دیگه قبول نمی کنم چون هر کاری که با پیشرفت و نوآوری همراهه توسط دانشجوها انجام می‌شه و وارد سیستم شدن باعث ایست و سكون می‌شه.

 

 

مصاحبه از نگین فیروزی

در سده‌ای که گذشت، دنیا تحولات بسیاری را به چشم دید که برپایه پیشرفت علم و تأثیر آن بر صنعت می‌گذشت. حضور ابرقدرتهای کامپیوتری، در دنیایی که به سمت مکانیزه شدن پیش می‌رفت و قرارگرفتن پیشرفت‌های بشر در این راستا، تأثیرات بسیاری بر هنر ـ که همواره متأثر از دنیای پیرامونی بود ـ گذاشت.

 

از زمان نیپس تا کنون فیزیک و شیمی عکس در بستری از زمان به همراه پیشرفت علم در حرکت بوده است و دنیای دیجیتال در همین سیر زمانی متولد شده است. استفاده‌ی آسان، هزینه کمتر و صرفه جویی در زمان، در دوره‌ای که انسان دیگر مایل نیست زمان را با پروسه‌ی طولانی ظهور، توقف و ثبوت درعکاسی هدر دهد، همه دلایل لازم و کافی برای پذیرفته‌شدن این سیستم جدید در میان مردم است. بنابراین شعار «زمان کمتر، انرژی کمتر به اضافه‌ی فکر بهتر، می‌تواند محصول کارآمدتری باشد.» جایگزین جمله‌ی معروف سر در عکاسی‌ها «ظهور و ثبوت در 20 دقیقه» شد و عکاسی‌ها مانند فست فودها (fast food )توانستند در زمان کمتر، خدمات بیشتری را به مشتریان عرضه کنند.

محصول نهایی «عکس»، دیجیتال یا آنالوگ، اثر چاپ شده‌ای بر روی کاغذ یا همانند کاغذ دردست بیننده است. مضافاً اینکه می‌توان گفت جای نگاتیو در دوربین‌های دیجیتالی را فایل‌های کامپیوتری گرفته‌اند که بر روی مانیتور نیز قابل مشاهده هستند.  ویژگی اخیر که می‌توان آن را یک خصیصه‌ی مثبت برای عکاسی دیجیتال برشمرد، در پس خود نمایشگاه‌هایی برای نمایش نسخه‌های دیجیتالی به همراه آورد. با آنکه در سال‌های ابتدایی ورود اینترنت به ایران و همه‌گیر شدنش در بین کاربران، آنچه بیشتر به یک نوآموز اینترنتی آموزش داده می‌شد، سرویس چک میل (Check mail ) و نحوه‌ی چت‌کردن(Chat) بود، اما وبلاگ خیلی زود به مدد روزنامه‌نگاران و نویسندگان، جای خود را در کنار دیگر کاربردهای اینترنت باز کرد. تا جایی که امروزه بسیاری از اساتید و حتی سیاستمداران با توجه به حضور سایت‌های رسمی، به سمت وبلاگ‌ها روی می‌آورند. وبلاگ رسانه‌ی نوپایی است که با توجه به امتیازهای منحصر به فرد خود، با قدرت زیادی در چرخه‌ی رقابت با دیگر رسانه‌ها قرارگرفته است.

قرن حاضر برای استفاده‌ی مطلوب از زمان، انسان راوادار به کشیدن چارت‌های(Chart)  زمانی روزانه می‌کند و در این میان رسانه‌ی وبلاگ، به دلیل همیشه در دسترس بودن در هر ساعت از شبانه روز، یک امتیاز محسوب می‌شود.از دیگر ویژگی‌های وبلاگ داشتن بیننده‌هایی به تعداد تمامی انسان‌ها  بر روی کره‌ی خاکی است. همچون گذشته خاک‌ها را مرزهای جغرافیایی از هم تفکیک کرده‌اند اما پیشرفت علم ارتباطات محدودیت‌های وابسته به موقعیت‌های جغرافیایی را از بین برده است. هیجان ناشی از این خصیصه هنرمندان بسیاری را به این سمت هدایت کرده است. هنرمندانی که به دنبال بیننده‌هایی از فرهنگ‌ها و موقعیت‌های مختلف و با دیدهای متفاوت هستند. فتوبلاگ نیز زیر مجموعه‌ای از این رسانه است که برای تولیداتش تعریف مشخصی وضع کرده است و شامل تمامی ویژگی‌های وبلاگ (استفاده در زمان مناسب، فضایی آرام، بعضاً بدون سر و صدا و به همراه موسیقی دلخواه و آزادی فردی بدون صرف هزینه و زمان برای رفت و آمد و... )  در چهاردیواریی اختیاری برای جذب تماشاچی است.

سرورهای (Server)اینترنتی نیز در این مدت باتوجه به ازدیاد تقاضا برای استفاده از وبلاگ، صرفاً جهت نمایش عکس، به طراحی ساختاری خاص برای این مقصود پرداخته‌اند.با قرارگرفتن تمامی این ویژگی‌ها در کنارهم، به فتوبلاگ می‌توان به عنوان رسانه‌ای کامل برای نمایش یک اثر هنری نگاه کرد.در میان وبلاگ‌های هنری، سیر پیشرفت وبلاگ‌های ادبی در مقایسه با فتوبلاگ‌ها روند چشمگیرتری داشته است و مسیر خود را به سمت حرفه‌ای شدن و جذب مخاطب حرفه‌ای پیش‌برده است که دسته بندی شدن مخاطب در وبلاگ‌های ادبی کمک بسزایی به این روند کرده است. افراد متخصص و ناشی همه و همه در این فضای مجازی ابراز وجود می‌کنند و این کاربران هستند که در این فضا، وبلاگ‌های مورد علاقه‌ی خود را دسته بندی می‌کنند. پس از ابتدا تکلیف مخاطب با صفحه‌ی مجازی رو به رو مشخص‌ است. جایگاه یک وبلاگ بسته به مطالب و محتوای درونش تقسیم‌بندی می‌شود نه خود رسانه. اما فتوبلاگ از یک فضای حرفه‌ای فاصله‌ی بسیاری دارد.از یک طرف همین فضای بدون مرز اینترنتی روند اصلی از بین بردن صداقت عکس است و به واسطه‌ی حضور عکس‌های دست کاری شده و مونتاژهای حرفه‌ای، عکس به عنوان یک اتفاق مستند قابل پذیرش نیست. از طرفی دیگرحضور ذهنیت عکس هجو اینترنتی باعث می‌شود که رسانه فتوبلاگ در بین عکاسان به رسانه‌ای تبدیل شود که هنوز ارزش نمایش یک اثر هنری را نداشته باشد و این تفکر کلیت رسانه‌ای به نام فتوبلاگ را زیر سوال می‌برد.حضور بسیاری از بزرگان رشته های ادبی و استفاده و قبول این رسانه در بین اساتید و صاحبنظران کمک بسیاری به رشد نگاه حرفه‌ای به سمت وبلاگ‌های ادبی کرده است.

انتخاب مکان معتبر برای نمایش اثر هنری که به دنبال خود تماشاچی حرفه‌ای را نیز به همراه دارد از عناصر مهمی است که نگاه یک هنرمند حرفه‌ای را از بقیه جدا می‌سازد. اما اکثر صاحبان فتوبلاگ یا دانشجویان عکاسی هستند یا علاقه‌مندان به عکاسی و مخاطبان فتوبلاگ را نیز همین قشر پوشش می‌دهند.دوربین‌های دیجیتال تأمین کنندگان مناسبی برای فتوبلاگ‌ها هستند و رابطه ی میان این دو، عمر فتوبلاگ را تعیین می‌کند. پس طبیعی است که قشر عظیمی از کسانی که فتوبلاگ را زیر سئوال می‌برند مخالفان دنیای عکاسی دیجیتال باشند. عکاسی امروز مانند همیشه وابسته به پیشرفت در فیزیک و شیمی عکس است. در کنار عده‌ای که مخالفت خود را با ایستادگی در برابر دوربین‌های پیشرفته و سیستم‌های چاپی جدید نشان می‌دهند، فتوبلاگ  بستری مناسب برای شروع یک اتفاق است.

دوربین‌ها وسیله‌ای برای عکاسی هستند و نمایشگاه‌ها مکانی برای نمایش یک اثر. هنر به واسطه‌ی هنر بودنش ستایش می‌شود، نه نوع دوربین. عناصر دیگر تنها قبل از ثبت اثر اهمیت دارند و محصول نهایی تنها عکس است.

 

نوشته ی نگین فیروزی

 

عمق فوكوس1، اغلب با عمق میدان2 اشتباه گرفته می‌شود. باید گفت كه عمق میدان اشاره به پلان‌های فوكوس3 در یك كادر دارد و به میزان دایره‌ی اغتشاش4 به طور مستقیم وابسته است.

 همانطور كه در شكل 1 نشان داده شده، یك لنز محدب (همگرا) اشعه‌های واگرای نور را به سمت یك نقطه، یعنی نقطه‌ی فوكوس هدایت می‌كند. تمام این نقاط بر روی سطح فیلم یا پلان فوكوس كه همان محل شكل‌گیری تصویر نهایی است، قرار می‌گیرند. حال اگر فاصله‌ی پلان فوكوس تغییر كند یعنی لنز دور یا نزدیك شود، مانند شكل سمت راست، تصویر محو و ناواضح می‌شود. در این حالت دیگر نقاط حالت وضوح خود را از دست داده و محو به نظر می‌رسند و علت این است كه نقاط به دوایری گرد تبدیل شده‌اند و حالت نقطه‌ای خود را از دست داده‌اند، بنابراین به آن‌ها دایره‌های اغتشاش می‌گویند.با توجه به این مورد، عمق میدان در مورد نورهایی كه از موضوعات مختلف و با فاصله‌های نامساوی از هم در یك كادر مشخص به سمت لنز می‌آیند و برروی سطح فیلم یا پلان فوكوس قرار می‌گیرند، تمركز دارد و همچنین عمل عمق میدان همراه با عمل فوكوس كردن و محاسبه‌ی آن صورت می‌گیرد.حال در مورد عمق فوكوس، با مرحله‌ای سروكار داریم كه بعد از تعیین فوكوس و محاسبه‌ی عمق میدان صورت می‌گیرد و عبارت است از میزان اندكی تغییرات در فاصله‌ی لنز تا تصویر یا پلان فوكوس بدون اینكه تصویر به میزان قابل توجهی به سمت محو شدن حركت كند.

 

شکل شماره ی یک

 

همانطور كه در شكل 2 دیده می‌شود، هردو لنز ویژگی‌های مشتركی دارند ( فاصله‌ی كانونی و میزان دایره‌های اغتشاش)، اما تصویر پایینی كه دیافراگم بسته‌تری دارد، دارای عمق فوكوس بیشتری است.با توجه به اشاره‌ای كه به دایره‌های اغتشاش شد، هرچه اندازه آن‌ها بزرگتر و در عین حال دارای وضوح باشند، عمق فوكوس را هم افزایش می‌دهند و این خاصیت در فیلم‌های قطع بزرگ و متوسط بیشتر است. علت این امر این‌ است كه دایره‌های اغتشاش روی سطح فیلم تشكیل می‌شوند، پس هرچه قطع فیلم بیشتر باشد میزان اندازه‌ی این دایره‌ها نیز بیشتر است.عامل دیگری كه در میزان عمق فوكوس تأثیر گذار است، رابطه‌ی فاصله‌ی كانونی لنز و فاصله‌ی موضوع تا لنز است كه برای درك تأثیر آن باید به بستر این رابطه توجه كرد.

 

شکل شماره ی دو

 

در تصویر پایینی شكل 3 فاصله‌ی جسم تا لنز بیشتر از شكل بالایی می‌باشد و هرچه جسم دورتر باشد اشعه‌های نور كه از موضوع به طرف لنز می‌آیند، بیشتر نسبت به هم موازی هستند تا موضوعی كه به لنز نزدیكتر است و در نتیجه لنز برای هدایت كردن اشعه‌های نور به سمت نقطه‌ی فوكوس، به فاصله‌ی كمتری احتیاج دارد. در شكل پایینی اشعه‌های نور كه از موضوعِ نزدیكتر می‌آیند، نسبت به هم موازی نیستند و لنز برای هدایت آن‌ها نسبت به نقطه‌ی فوكوس به فاصله‌ی بیشتری احتیاج دارد.

 

 

شکل شماره ی سه

 

همین فاصله‌ی بیشتر، فاصله‌ی كانونی است كه میزان عمق فوكوس را افزایش می‌دهد.در نتیجه هرچه جسم به لنز نزدیكتر باشد و فاصله‌ی كانونی بیشتر شود، شكل مخروطی اشعه‌های نور همانند شكل  باریكتر می‌شود و در كنار بسته بودن دیافراگم به میزان دامنه‌ی عمق فوكوس اضافه می‌كند. این ویژگی‌های بارز نشان می‌دهد:

ـ دوربین‌های قطع كوچك، فاصله‌ی كانونی كمتر و دایره‌های اغتشاش محدودتری نسبت به دوربین‌های قطع بزرگ دارند. همین امر سبب می‌شود میزان حركات دوربین قطع بزرگ از جمله تیلت(Tilt)، شیفت(Shift) و... مورد استفاده‌ی بیشتری داشته باشد، به گونه‌ای كه می‌توان گفت عمق فوكوس در دوربین‌های قطع كوچك عملاً كاربرد وسیعی ندارد.

ـ برای واضح كردن تصویر در دوربین و آگراندیسور از بازترین حالت دیافراگم استفاده می‌كنیم و در نتیجه تصویر روشن‌تر و راحت‌تر به حالت فوكوس می‌رسد و به همین علت میزان عمق فوكوس در بازترین حالت دیافراگم، كمتر می‌شود.

ـ اگر عمق میدان بر حسب متر محاسبه می‌شود، جابه‌جایی در عمق فوكوس به علت محدودیت خود بر حسب میلیمتر مورد محاسبه قرار می‌گیرد.

 

منبع: Basic Photography ( Michael Langford ) 

ترجمه ی حامدطاهری کیا

 

1.Depth of  focuse

2.Depth of  field

3.Plane of focuse

4.Circle of confusion

صفحه 12 از 14
صفحه قبلی |<< << < ... 11  [12]  13  ... > >> >>| صفحه بعدی