دراین بخش برای آشنایی با دانشجویان رشته عكاسی دانشگاه هنر و آثار و فعالیت هایشان در هر شماره به معرفی یكی از آنها می پردازیم.

این شماره به كریم متقی اختصاص دارد كه در مقطع كارشناسی ارشد مشغول به تحصیل می باشد.

   لطفاً مختصری از بیوگرافی خود بگوئید.متولد 1345، آذربایجان، دیپلم ریاضی، فوق دیپلم هنر از مركز شهید مطهری تهران، لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه تبریز. هفت سال سابقه تدریس دانشگاهی دارم و با مجله ی عكس و دوربین عكاسی همكاری می كنم.  

 

 

 در چه جشنواره ها و نمایشگاههایی شركت داشتید و چه مقامهایی را كسب نمودید؟

قلم معلم، رشد، دانشجویی، فرهنگ ایران زمین، گفتگوی تمدنها، كودك، دوسالانه ی عكس ایران، ایران84 لوگزامبورگ، مورستل فرانسه، لیتوانی آساهی شیمبون ژاپن،‌استانبول تركیه و ... بیش از بیست نمایشگاه گروهی در تبریز مقامهای ریز و درشتی داشته ام. مهمترین آنها رتبه ی اول قلم معلم، رتبه ی اول رشد، جزو پنج عكاس برتر عكاسی معماری دو سالانه ی عكس ایران، برنده مدال آساهی شیمبون 2003 و برنده مدال آساهی شیمبون 2006 شدم.

   چه زمانی و چرا عكاسی را شروع كردید و این روند چگونه ادامه پیدا كرد؟

این قصه سر دراز دارد، اما عكاسی جدی را با جنگ تحمیلی شروع كرده ام. اولین استادم آقای دكتر سلیمی بودند و پنج شش سالی است كه مدیون الطاف آقای اسماعیل عباسی هستم. ایشان از لحاظ تأمین منابع عكاسی و راهنمایی های لازم هیچگونه دریغی نكرده اند. در تبریز نیز از محضر مرحوم آقای دكتر تكریمی، دوست و همكار نزدیك دكتر هادی شفائیه، بهرمند شده ام.  

 

 

 

 در حال حاضر مشغول به چه كاری هستید و آیا پروژه ی خاصی برای آینده دارید؟

در حال حاضر مشغول تأمین معاش خانواده و هزینه های سنگین تحصیل و ایاب و ذهاب هستم، می خوانم و ترجمه می كنم دانشگاه هنر هم منابع خوبی دارد و هم اساتید مجرب، و اینها انگیزه ام را بیشتر می كنند. گاهاً نیز به علت كمبود رجال و عدم دسترسی به بزرگان مشغول تدریس هم می شوم.

در عكسهایتان چه هدفی را دنبال می كنید و در پی چه بیانی هستید؟

بیشتر دنبال ثبت دغدغه های انسانی هستم و هنوز در حال مطالعه و تجربه هستم و آماتور، اما سعی می كنم جدی باشم.

نظر خود را درباره دانشگاه و نقش آن در شكل گیری آثارتان بنویسید.

دانشگاه را كه اخیراً شروع كرده ام، اما امیدارم بتواند دانشجویان را به گره گشایی از مشكلات پشت ویزور دوربین رهنمون كند.

 عكاسی و روند آن را در دانشگاهها و همچنین در كشور چگونه ارزیابی می كنید؟

وقتی فن و هنری مرحله ی آكادمیك را طی میكند باید رویكردی بالاتر و بهتر از رویكردی تجربی و عام داشته باشد. بنظرم سر فصلهای آكادمیك دانشگاهی كفاف پتانسیل عكاسی امروز ایران نیست و باید صاحب نظران تغییراتی در آن بوجود بیاورند. روند عكاسی در دانشگاه ها خیلی فنی است و بیشتر روی پروسه تشكیل و ارایه تصویر تأكید می كند. درحالیكه این وضعیت در مراجع غیر آكادمیك موفق تر نشان داده و دانشگاه باید چیزی به آن اضافه كند. عكاسی در هنر مدرن جایگاه بالاتری دارد كه فكر می كنم سرفصل های دانشگاهی برای اساتید ایجاد محدودیت كرده است.

دانشجویان عكاسی را چگونه ارزیابی می كنید؟دانشجویان بالطبع دسترنج اساتید هستند و اساتید نیز مقید به سرفصل ها. وقتی فارغ التحصیل می شوند عملاً از آنهایی كه تحصیلات عالیه ندارند موفق تر نیستند و عمدتاً شغل های كاذب را برای خود دست و پا می كنند. در این مورد اساتید شاید بهتر پاسخگو باشند.  

 

 

 

 تفاوتهای خوب یا بد دانشگاه هنر را با دیگر دانشگاه های كشور در چه می بینید؟

در دانشگاه های دیگر نبوده ام و قیاس خوبی نمی توانم داشته باشم.اما اسم دانشگاه هنر نسبت به عملكر آن سنگین تر بنظر می رسد.

عكاسی دیجیتال چه تأثیری بر روند كاری شما دارد؟

با عكاسی دیجیتال بیشتر تمرین می كنم و كارهای جدی را با عكاسی شیمیایی انجام می دهم. چون این مقوله هنوز به آن صورت باز نشده است و تفاوت دیجیتال با فیلم در وضعیت عكاسی ایران تنها به تفاوت دوربین ها بسنده كرده است. البته به استثنای آثار اساتید مجرب.

هر مطلبی كه فكر می كنید ناگفته مانده، نظری پیشنهادی و یا انتقادی لطفاً برایمان بنویسید.

در آخر خواهشی از شورای آموزشی دانشگاه دارم. معمولاً در مقطع كارشناسی دانشجو به صورت تمام وقت در اختیار دانشگاه است؛ اما در مقطع كارشناسی ارشد به بالا، معمولاً دانشجویان عمری سپری كرده اند و دغدعه ی گرفتاریهای زندگی بیشتر به آنها فشار می آورد. خواهشم این است كه دروس ترم را به صورت فشرده و در روزهای پشت سر هم بگنجانند. مدیون معلمین خود هستم و از شما هم تشكر می كنم.

 

  مصاحبه از زاینار بلوری 

جوئل – پیتر ویتكین، عكاس آمریكایی اهل بروكلین (نیویورك)، در 13 سپتامبر1939 از پدری یهودی و مادری كاتولیك متولد شد. او عكاسی را از شانزده سالگی آغاز كرد. در همان سال ادوارد اشتایخن یكی از عكسهایش را برای نمایش در مجموعه دائمی موزه هنر مدرن نیویورك انتخاب كرد. ویتكین ابتدا در مدرسه هنر نیویورك، در رشته مجسمه سازی تحصیل كرد و سپس به تحصیل در رشته های عكاسی و تاریخ هنر در دانشگاه نیومكزیكو روی آورد. او در جنگ ویتنام در سالهای بین 1961 تا 1964 به عنوان عكاس جنگ حضور داشت. سپس در سال 1967 تاصمیم گرفت به عنوان عكاس آزاد به فعالیت خود درز زمینه ی عكاسی ادامه دهد.

 

آثار ویتكین اغلب با موضوعاتی همچون مرگ، اجساد، بدن های مثله شده كوتوله ها، دوجنسه ها، عجیب الخلقه ها، معلولان جسمی و دیگر طرد شده ها شناخته شده اند. او ادعا می كند كه نگاه و برخوردش در این آثار، از حادثه ای نشأت گرفته است كه او در كودكی شاهد آن بوده است؛ تصادفی كه جلوی خانه ی آنها اتفاق می افتد و در آن، سر از تن دختر كوچكی جدا می شود. 

 

Joel-Peter Witkin, Self portrait

 

 جون فونكوبرتا می نویسد كه در این ربع پایانی قرن بیستم، جهان از «عصر پوچی» وارد «عصر وحشت» شده است.هر روزه در مورد نابهنجاری ها و افراطی گری ها می شنویم. تلویزیون و روزنامه ها پر از تصاویر وحشتناك هستند. به تدریج در جایگاهی قرارگرفته ایم كه دیگر شوكه نخواهیم شد. فرهنگ «گوتیك معاصر» ما را مجذوب، وحشتزده و متحیر می كند. اگرچه ویتكین در علت شكل گیری نگاهش به حادثه ای كه در كودكی برایش اتفاق افتاده است اشاره می كند اما نمی توان تأثیرات و تجربه ی بودن در چنین فضای اجتماعی ای را نادیده گرفت تا جایی كه حتی می توان گفت كه هنر ویتكین اساساً تحت تأثیر این تغییر جو فرهنگی- اجتماعی از «پوچی» به «وحشت» شكل گرفته است و آثار او در كنار كارهای دینوس چپمن، فیلمهای توهم زای دیوید لینچ و كلیپهای مریلین منسون،‌بخشی از فضای «گوتیك معاصر» را می سازند.  

 

Joel-Peter Witkin, Anna Akhmatoa

 

 در آثار ویتكین، برخورد و تضاد ابتدایی،‌میان فضای تزئینی ویكتوریایی و هیولا صفتی فیلمهای وحشت است. او این دو را هنگام نگاه كردن به آثار او ما با پیچیده ترین و غامض ترین جنبه های زندگی، مرگ، تاریخ هنر، ادیان، بدن، درد و رنج، و شادی مواجه می شویم. این مناظر هم جذابند و هم ترسناك، كه بیننده را ناچار می كنند علاوه بر لذت بردن از زیبایی شهوانی چیزهای نفرت انگیز با چیزهای وحشتناك نیز مواجه شود. شاید جالبترین تعبیر در مورد مواجهه با آثار ویتكین را كریستین آلویزاكیس بیان كرده باشد: «تجربه ی نگاه كردن به عكسهای ویتكین مانند این است كه شاهد یك تصادف فجیع ماشین بوده باشید».ویتیكین برای گرفتن هر عكسی، قبل از چیدن صحنه برای تابلوهای پیچیده اش، ابتدا ایده ی مورد نظرش را بر روی كاغذ ترسیم كرده و تمامی جزئیات طراحیش را به دقت می سنجد. او چیدمان هایش را اغلب در سردخانه ها انجام می دهد. صحنه پردازی ها و نورپردازیهایش غالباً باروك هستند. او پس از پایان عكسبرداری ، ساعاتی را در تاریكخانه به خراشیدن و سوراخ سوراخ كردن نگاتیوها مشغول است. او در چاپ عكسها نیز فرایندی شهودی را به كار می گیرد؛ با استفاده از تكنیك های رنگبری و رنگمایه دادن به چاپ نقاشی كردن بر روی عكس و دست بردن در تكنیكهای شیمیایی چاپ، حال و هوای تصاویر قدیمی و داگروتیپها را ایجاد می كند و در نهایت برداشت تازه ای را از ایده ی اولیه اش ارائه می دهد این دستكاری های سنجیده، عكسها را تبدیل به تصاویری می كند كه بیش از آنكه گرفته شده باشند ساخته شده به نظر می آیند. علیرغم این حقیقت كه صحنه ها آشكارا چیده شده و دستكاری شده اند، تصاویر ویتكین وابسته به باور كردنشان به عنوان «واقعی»، مبتنی بر سندیت عكس برای ثبت واقعیت هستند.  

 

Joel-Peter Witkin, Harvest (Death mask)

 

 ویتیكین از عكاسی برای نشان دادن نابهنجاری های بصری استفاده می كند. او كوتوله ها، غول آساها، گوژپشتها، مبدل پوشان جنسی، زنان ریش دار، مردان فیل نما، مردمان دم دار، شاخ دار، بالدار، مردمانی با دست و پاهای كج و معوج، هر آن كس كه بدون دست و پا، سینه، اندام تناسلی، گوش، دماغ و لب به دنیا می آید، اجساد و دو جنسه ها را به تصویر می كشد تا به فراخ تر كردن مرزهای زیبایی ادامه دهد. آثار او بیننده را به جستجوی زیبایی در میان ین نابهنجاری ها وا می دارد ونیز به گونه ای دیگر، این آثار ما را آشفته می كنند، اطمینان و خاطر جمعی ما را تحلیل می برند، از ما می خواهند كه دوباره به چیزهایی بنگریم كه فكر می كنیم دیده ایم، و عمیق تر از آنچه تاكنون نگاه كرده ایم، بنگریم.

 

 ترجمه ی آرام محمدی 

 

در این شماره، پایان نامه ی آقای هادی فكر جوان را تحت عنوان دیدن، دریافتن، جاودانگی را به استاد راهنمایی سركار خانم طاعی كه جهت دریافت درجه ی كارشناسی عكاسی ارائه شده است، به شما معرفی می كنیم.آقای فكر جوان پایان نامه ی خود را با گفتاری از كنفوسیوس آغاز می كند: «در یی چینگ رازهایی هست كه در لحظه ی هماهنگی انسان، زمین و آسمان فهمیدنی است» و به نوعی می توان گفت ما در این پایان نامه علاوه بر تأمل نظری، با نوعی نگرش فلسفی در عكاسی مواجه هستیم. 

 

 

 

در این پایان نامه با سه مقوله ی دیدن، دریافتن و جاودانگی برای رسیدن به عكاسی، به مثابه ی یك تجربه ی هنری آشنا می شویم كه از دیگاه آقای جوان، عكاسی مساوی است با این سه مرحله؛ اگر با دید یك تجربه ی هنری در آن نگریسته شود و لزوم طرح این مبحث را در قالب مقدمه ای كه در ابتدا آمده است ذكر می كند. رئوس كلی مطالب ارائه شده در این پایان نامه عبارتند از:

 

- بررسی تأثیر لحظه به عنوان پازل گمشده ذهن تهی و تقدس آن.

مسئله ی لحظه چیزی است که ذهن مرا بسیار به خود مشغول داشته این پرسش كه لحظه چقدر لحظه ایست یا چقدر یگانه و اتفاقی است، این مسئله كه لحظه تا چه حد می تواند به هماهنگی بین همه چیز مرتبط باشد».

 

- مسئله ی تقدس (تقدس اتفاق و تقدس لحظه)

در این بخش به تعریف قضیه ی اتفاق و بررسی سلسله اتفاقات سرنوشت ساز در زندگی آدمی پرداخته است: «هرچه به این اندیشه نزدیكتر می شویم، درمی یابیم كه در ذات اتفاق، تقدسی نهفته است و هر امری به هر میزانی كه اتفاقی باشد گویی آسمانی تر است،اینجاست كه مفهوم تقدس لحظه و تقدس اتفاق حاصل می شود». دین و دریافتنمؤلف در ادامه به بحث دیدن و در مرحله ی دوم، دریافتن می پردازد و در روشن كردن این مسئله چند عامل مهم را كه پدیده اتفاقی بودن دریافت عكاس را شكل می بخشد، فهرست می كند. او یك دسته بندی كلی از عوامل محیطی و محاطی مؤثر بر این مطلب را عنوان می كند كه این عوامل، عكاس را در رسیدن به «هماهنگی كامل برای رسیدن به لحظه ی دریافت» یاری می دهند. 

 

 

 

جاودانگی

در نهایت می رسیم به سومین حلقه ی زنجیر یعنی جاودانگی كه در كنار دیدن و دریافتن می تواند مرز محكمی میان عكاسی و تصویر سازی بنا كند. او دیدگاه خود را با بیان این مطلب كه جاودان كردن در عكاسی، به معنی ثابت كردن و ساكن كردن یك تركیب بندی، زاویه، نگاه و ثبت این سكون است، به جمع بندی كلی می رساند.در انتها، مجموعه ای از عكس های آقای جوان را در سه آلبوم تحت عنوان «سایه های ناپیدای كودكی كه من بودم» ستایش های غریبانه ی شهر كوچك و حركت در زمان مومی شكل را مشاهده می كنیم كه خود عكاس به توضیح تفسیر روند عكاسی این مجموعه ها و چگونگی گزینش آنها می پردازد.این پایان نامه، ما را وا می دارد تا با نگاهی دیگر در مقوله ی عكاسی آشنا شویم و آنچه خواندن آن را برای ما جالب می نماید، صراحت و تلاش عكاس در پیوند مباحث نظری و عملی است.برای آشنایی بیشتر با مباحث مطرح شده در این پایان نامه خواندن آن را به شما توصیه می كنم. 

 

این پایان نامه به شماره ی «1381/143» در بخش پایان نامه های کتابخانه ی دانشگاه هنر موجود می باشد. 

نوشته ی ونوشه محمدی 

«نخستین جشن عكس دانشگاه هنر» كه از 18 الی 22 آذرماه سال جاری در دانشگاه هنر برگزار شد، بخشهای متنوعی را در بر داشت از جمله برگزاری نمایشگاه آثار شهید حسن قریب در اولین سالگرد شهادت او، برگزاری نمایشگاه عكس های برگزیده مسابقه با موضوع عكاسی طنز و خدا در شهر (با داوری: افشین شاهرودی، پریسا دمندان و غزاله هدایت)، نمایش فیلمهایی از زندگی و آثار عكاسان بزرگ جهان (روبر دوانو و ژاك هنری لارتیگ)، نمایش فیلم كنتاكت و فیلم آموزشی نورپردازی (همه فیلمها برای اولین بار در ایران به نمایش عمومی در آمدند)، برپایی نشستهای آموزشی (با موضوعاتی چون رابطه عكاسی و گرافیك با حضور ابراهیم حقیقی، بررسی عكسهای طنز دوره قاجار با حضور محمدرضا طهماسب پور، عكاسی مادون قرمز با حضور سعید بهروزی و عکاسی و مفهوم زمان با حضور سیدمهدی مقیم نژاد)، فروش كتاب، نشریات تخصصی عكاسی و تجهیزات و لوازم مصرفی عكاسی با تخیف ویژه و غرفة عكس یادگاری. 

 

محمدعلی صابری(نفراول بخش خدادرشهر)

 

 در مراسم اختتامیه نیز با نمایش فیلم استاد محمد خادمیان با دكتر هادی شفائیه و همچنین فیلم گفتگویی با استاد خادمیان، از زحمات چندین و چند ساله ی ایشان به جامعة دانشگاهی عكاسی تجلیل شد.متأسفانه این مراسم، علیرغم غنای محتوایی، تنوع و تازگی برنامه های در نظر گرفته شده، مورد استقبال دانشجویان قرار نگرفت. بطور مثال هنگام نمایش فیلم، حداكثر 30 نفر در سالن حضور داشتند و با توجه به خالی بودن جای چنین برنامه هایی در دانشگاههای ما و حتی جامعه عكاسی انتظار می رفت كه حداقل دانشجویان رشته عكاسی توجه بیشتری از خود نشان دهند. شاهد بودیم وقتی یكی از برنامه ها با 15 دقیقه تأخیر شروع می شد، حضار عصبانی شده و تالار فارابی را ترك می گفتند و این در حالی است كه همان عزیزان، برای شركت در مراسم دیگری كه بار علمی و محتوای چندانی نداشت، به راحتی حدود 2 ساعت منتظر شدند و حتی ورودی تالار فارابی را ترك نكردند و مصرانه قصد شركت در آن مراسم را داشتند و این واقعاً جای نگرانی دارد. 

 

حدیثه حسینی(نفراول بخش طنز)

 

 به هر ترتیب نخستین جشن عكس دانشگاه هنر برگزار شد و امیدواریم كه جشن عكسهای بعدی، با استقبال بیشتر دانشجویان و علاقمندان عكاسی مواجه شود جرا كه همین حمایتهاست كه انگیزه بیشتری ایجاد می كند برای هر چه بهتر اجرا كردن آن.

 

 نوشته ی حمید صف آرا (دبیر نخستین جشن عکس دانشگاه هنر) 

 

صفحه 12 از 12
صفحه قبلی |<< << < ... 11  [12]