بعد از تصویر: بررسی مفهوم »فراتصویر» در عکاسی پست مدرن[1]

نگارش و تحقیق: آرام محمدی

 استاد راهنما: دکتر سید جواد سلیمی

استاد مشاور : آقای حمید سوری

سال تحصیلی 86-1385  

 

 در این شماره با معرفی پایان نامه آقای آرام محمدی به استاد راهنمایی دکتر سید جواد سلیمی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته پژوهش هنر آشنا می شویم. این پایان نامه پژوهشی است در باب مفهوم فراتصویر در عکاسی پست مدرن که در 6 فصل به طور کامل و جامعی تنظیم شده است. در ابتدای این رساله مقدمه ی کاملی ارائه شده است که شما را از هدف آقای محمدی از این پژوهش و چکیده ی مختصری از محتوای آن اگاه خواهد کرد. ایشان همینطور به معرفی مفاهیمی مانند ازآن خودسازی و ساختارشکنی نیز پرداخته که آشنایی با این عناوین شما را در تفهیم بیشتر فراتصویر یاری خواهد کرد. در فصل اول با معنای تحت الفظی فراتصویر و زبان شناسی و کلاً ماهیت این مفهوم آشنا خواهیم شد. همچنین به تعریف این مفهوم از دید نظریه پرداز اصلی آن جی.تی.میچل پرداخته و با توجه به آنکه طبق این نظریه فراتصویر می تواند اشکال زیادی به خود بگیرد به معرفی سه دسته اصلی آن پرداخته است و در آخر به تعریفی این گونه خلاصه شده می رسد: «منظور از فراتصویر تصویری است که به جای یا علاوه بر ارجع و اشاره به اشیاء، وضعیات یا وقایع غیر تصویری، به خود یا تصویری دیگر بپردازد.» در فصل های بعد به صورت گسترده این موضوعات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته شده است. فصل دوم به بررسی ماهیت بازنمایی واقیعت در عکاسی و ارتباط عکس با حقیقت پرداخته و برای آشنایی بیشتر، آثار و نظریات عکاسانی نظیر کریستین بولتانسکی، یان دیبتس، سارا چارلزورث و... را نیز ارائه کرده است. در فصل سوم به توضیح مفاهیمی همچون هاله ی اثر هنری، تألیف و جایگاه سنتی مؤلف، اصالت و بازنمای های بدون اصل و برخوردهای ساختارشکنانه با تمرکز بر آثار و نظریات عکاسانی نظیر شری لواین، ریچارد پرینس، سیندی شرمن و.... پرداخته است. فصل چهارم به بررسی نگاه عکاسان مفهومی به عکس به منظور تحلیل معانی بصری آنها پرداخته است و استفاده شان از قابلیت های عکس برای به چالش کشیدن بعضی از ویژگی های دستور زبان عکس و دیگر تصاویر را بیان کرده است.

 Joel Peter Witkin, Harvest (Death mask), 1939

 

علاوه برآن به این موضوع به عنوان یکی از اهداف عکاسی پست مدرن از دنیای تصویر در قالب برخی خصوصیت های شفاهی و بصری مدیوم عکاسی و قراردادهای بصری تصاویر و دستور زبان عکس ها در روزنامه ها می پردازد. فصل پنجم نگاه عکاسانی نظیر شرمن، ویکتور برگین، باربارا کروگر و... به تصویرپردازی زنان و آثار پت ویلیامز در برخورد با تصویرپردازی سیاهان در رسانه ها مورد بررسی قرار گرفته است و به تعریف بازنمایی سوژه مؤنث در تصاویر پرداخته و آثار عکاسی همچون رابرت هاینکن را به عنوان یکی از پیش قراولان عکاسی پست مدرن مورد تحلیل قرار می دهد. در آخر نیز به طور خلاصه به تعریف مفهوم طبیعی سازی نیز می پردازد. فصل ششم به بررسی آثار پست مدرن و به نقد جامعه ی تحت سیطره ی تصاویر رسانه ای توسط عکاسانی مانند برگین، کروگر و... می پردازد. در انتها بعد از نتیجه گیری، آقای محمدی بخشی را ارائه نموده که در آن به بررسی این جریان در آثار عکاسی معاصر ایران پرداخته است. به نظر می رسد با تجزیه و تحلیل کاملی که این رساله در باب مفهوم فراتصویر انجام داده، می تواند منبع مناسبی برای آشنایی بیشتر شما با این مقوله باشد.

 

1. این پایان‌نامه به شماره «فو 1386,1278» در كتابخانه دانشگاه هنر موجود است.

 

نوشته‌ی ونوشه محمدی

reGeneration

50 photographers of tomorrow

William A. Ewing, Nathalie Herschdorter, jean Christopher Blaser

 Publication: Thames & Hudson 2005

 

باززایی[1]50

 عکاس از نسل فردا 

 

عکاسان جوان تازه کار قرن 21 چه کسانی هستند؟ آن ها جهان را چگونه می بینند؟ چه قدر به سنت ها پایبندند، آن ها را زنده نگه می دارند و یا به طور کل ردشان می کنند؟ آن ها در تاریکخانه ها مشغول به کارند یا پشت کامپیوتر، یا این که هر دو؟این کتاب به تنظیم و شرح پیشینه و کار 50 عکاسی که اگر به قولشان وفا کنند، شاید به فاخرترین عکاسان قرنشان تبدیل شوند، پرداخته است.«باززایی» وسیع ترین و بزرگترین برآورد از این نوع و ویترین خلاقیت، استعداد و الهام این عکاسان هنرمند در حال پیشرفت است و بیشتر از 200 نمونه ی باشکوه و عالی را نمایش می دهد.موزه داران موزه ی مشهور الیزه[2] از بین صدها کاندیدای ارائه شده ی بیش از 60 مدرسه ی عکاسی جهان عده ای را برگزیدند. روش انتخاب آن ها بر پایه ی این سوال بود: آیا در خور این عکاس هست که در طی 20 سال مشهور شود؟نتیجه نشان داد تا هنگامی که نسل جدید نیروی حرکت را بنا می کند، هنر عکاسی زنده و پا برجاست و این عکاسان با استعدا های شگفت آور در راه و در ساختن هدفشان کوشا هستند.

دیدن تصاویر این کتاب و آشنایی با ویژگی کار این عکاسان جوان، بی شک سبب جهت گیری ما نسبت به آینده ی عکاسی و همچنین آشنایی با جریان های حاضر در سطح جهان خواهد شد و برای ما که در قرن 21 به سر می بریم خالی از لطف نیست.

 

نوشته‌ی  مهرگان کاظمی 

 

1. این كتاب به شماره‌ی  « TR 655. R44.2005 » در كتابخانه‌ی دانشگاه هنر موجود است.

2. Elysée

درباره ی نگریستن

نویسنده : جان برجر

مترجم : فیروزه مهاجر

نشر آگه

چاپ دوم زمستان1380

تیراژ : 2200

جلد قیمت : 14000 ریال 

 

  

«آیا دوربین جانشین چشم خدا شده؟ افول مذهب مصادف با پیدایش عکس است. آیا فرهنگ سرمایه داری خدا را در عکاسی خلاصه کرده است؟ این تغییر و تبدیل برخلاف آنچه در آغاز ممکن است بنماید، حیرت آور نیست.» جان برجر[1] در سال 1926 در لندن بدنیا آمد. در مدارس هنری central  و Chelsea  تحصیل کرد. جان برجر بعد از پایان تحصیل به نقاشی و تدریس هنر پرداخت و سپس به نوشتن نقد هنری روی آورد. او نخستین بار در نشریه ی Tribune شروع به نوشتن نقد کرد و بعد به مدت ده سال به طور منظم با نشریه ی New statesman همکاری داشت. برجر مدتی نیز در شبکه های مختلف تلویزیونی انگلستان برنامه داشت که مجموعه سخنرانی های او در BBC و کتابی تحت عنوان «شیوه های دیدن» گردآوری شده است. برجر همچنین به خاطر داستانش به نام G برنده ی جایزه ی Booker[2] شد.برجر بیش از بیست سال است که در دهکده ای کوچک در کوه های آلپ فرانسه زندگی و کار می کند و به انعکاس زندگی روستاییان کوه نشین در نوشته های داستانی و غیر داستانی علاقه دارد.کتاب «درباره ی نگریستن» مجموعه 22 مقاله ی برجر است که طی سال های 1966 تا 1980 نوشته شده است. او همانند دیگر آثارش، درک بصری و روانشناسانه در حیطه ی هنر را محور کار خود قرار داده و با دیدی نو به بررسی و نقد آثار هنرمندان شاخص و مورد علاقه ی خودش، پرداخته است.نگرشی که برجر در این کتاب به مخاطب خود انتقال می دهد، کاملاً عمیق و کاوشگرانه است. به شکلی که با هنرمند همچون یک مؤلف صاحب سبک و دارای ایدئولوژی خاص، برخورد می کند و لایه های ذهنی اش را نمایان می سازد. این در واقع همان شیوه ی نگریستنی است که برجر سعی در بیانش دارد.«درباره ی نگریستن» مملو از نگرش های متفاوت هنری است که از صافی ذهن برجر عبور کرده و ما را با جنبه های دیگر آثار هنری آشنا می سازد که این مزیت بزرگی برای این کتاب به شمار می رود. از دیگر آثار مهم جان برجر می توان به کتاب های زیر اشاره کرد :Success and Failure of Picasso[3]A Fortunate ManArt and RevolutionWays of seeing[4]

نوشته‌ی  فاطمه امینی

 
1. John Berger
2. مهمترین جایزه ی ادبی انگلستان
3. شکست و پیروزی پیکاسو، ترجمه ی محمد رمضانی، انتشارات شباهنگ
4. شیوه هایی برای دیدن، ترجمه ی پریسا دمندان، نشر قو

  « من یك فیل هستم، در كودكی از بادهای شدید می ترسیدم، گوش هایم را محكم می گرفتم و سرم را تا جای ممكن خم می كردم چرا كه هر لحظه امكان داشت مثل دامبو[1] در آسمان به پرواز درآیم، دقت نكنید تا بزرگی گوش هایم را حدس بزنید، مادرم مرا برای كوچك كردنشان به یك موسسه ی زیبایی برد و گوش های عزیز فیل گونه ام را با یك جراحی از من گرفت. »[2]اگر چه رویای پر شكوه گریگوری كلبرت[3] برای پرواز با گوش های بزرگش با تصمیم مادر و انجام عمل جراحی تحقق نیافت، اما اكنون در چهل و پنج سالگی با گوش هایی بزرگتر از بامبو در سراسر جهان پرواز می كند. پرواز او به بیش از بیست كشور جهان ، نتیجه ای درخشان و كم نظیر بر جای  گذاشت. از قلب آمازون تا جنوب آسیا، اقامت در مصر و هندوستان و سركشی به اقیانوس ها، فرهنگ دیرینه ی كهنی را در اختیار دوربین و ذهن خلاق كلبرت قرار داد. در دنیایی كه شكار یك تفریح شادمانه و فخر فروشانه محسوب می شود، در روزگاری كه درهای شكارگاه ها و مناطق بكر و دست نخورده ی سرزمین ها با مجوزهای گران قیمت شكار با امضا و حمایت حافظان محیط زیست بر روی اسلحه داران باز می شود و در جهانی كه هر هفته خبرهای تازه ای از خودكشی دسته جمعی نهنگ ها را به شكلی غیر معمول می شنویم، كلبرت لحظات دور از باور مستندی را تسخیر و به تصویر می كشد. آنچه كه اگر بر صفحات كتابی تاریخی از عهد باستان می خواندیم باورپذیرتر می نمود و گریگوری ما را وادار به دیدن حقایق شگفت انگیزی می كند كه نمی دانیم دیروز اتفاق افتاده است یا سه هزار سال پیش. او افسانه اش را همگانی می كند و عكاسی را به عنوان مستندترین رسانه بر می گزیند. رسانه ای كه در بدو پیدایشش و تا به امروز فرهنگی عمومی، تاثیرگذار و مردمی را در جوامع گسترش داد و عكاسی جایگزین تجربه ی مستقیم از دنیا شد و این موضوع تا جایی پیش رفت كه اگر عكس كسی را دیده باشیم انگار او را می شناسیم و حتی با دیدن عكسی از منطقه ای تصور می كنیم كه به طور قطع یك باری آن جا را دیده ایم. اما آیا به راستی با دیدن عكس های كلبرت از لحظات و اتفاقات غیر مصور دچار چنین پیش انگاریِ تصویری می شویم؟ آیاحافظه تصویری ما كه از عكس ها انباشته شده و هر روز حجم تازه و قابل توجهی تصویر به بایگانی خود سرازیر می كند به آثاری چنین نو و واقعی پوزخند می زند؟ عكس هایی كه سرشار از تخیل، خلاقیت و واقعیت اند و نه تنها نشان دهنده ی مهارت تكنیكی عكاس اند  بلكه ما را با زیر پا گذاشتن قراردادهای معمولِ دوره معاصر روبه رو می كنند . گریگوری كلبرت متولد 1961 در تورنتو، تحصیلاتش را در رشته فیلمسازی به پایان رسانید.

 

 

 

 در 1991 اولین نمایشگاهش را در سوئیس و ژاپن برگزار كرد. نمایشگاه كوچكی كه بسیار مورد توجه و استقبال مجموعه داران قرار گرفت و این توجه نیرویی تازه برای پروژه های عظیمی همانند كار با نهنگ ها و فیل ها به او بخشید، مجموعه حاضر حاصل ده سال جهانگردی او می باشد و نخستین بار در ونیز در نمایشگاهی با نام «خاكستر و برف»[4]  از این آثار پرده برداری شد.  برای رسیدن به گالری مقوایی كلبرت باید سوار قایق هایی شد و پارو زنان به این مكان مقدس رسید، گریگوری از معماران ژاپنی برای ساخت موزه ای صحرایی از كاغذ و مقوا كه قابلیت بر چیده شدن و بر پا شدن مجدد را داشته باشد كمك خواست. عكس ها با ابعاد  90 تا 300 سانتیمتر بر روی پارچه های فشرده ژاپنی كه در طی فرآیندی قرون وسطایی ساخته و توسط كلبرت به نور حساس شد، چاپ شدند. در مواجهه با این آثار نخستین چیزی كه می باید از ذهن دور كرد جنبه ی ساختگی و دستكاری آن ها است چرا كه هیچ دینی به مونتاژ، نوردهی چندباره و فتوشاپ ندارند.منطق بی زمانی ـ  بی مكانی عكس ها، تعلیق پر دلهره ای را سبب می گردد كه با نزدیكی بی حد و مرز انسان و حیوان به اوج می رسد . مكان ها بار معنایی دو سویه ایی را عرضه می دارند، تقدس و فراموش شدگی. مكان هایی كه در روزگار اهمیت و حضور خویش مركز تجمعات انسانی بود و امروز به جاذبه های توریستی و گردشگری تبدیل شده است. شاید بتوان گفت كه عكاس با نزدیكی این دو مخلوق كه یكی دشمن دیگری محسوب می شود، در مكان هایی مقدس سعی در بازسازی واقعیتی نه چندان دور و تاریخی دارد و اخطار و یاد آوری او تا جایی پیش می رود كه كودكی را بر زانو و در آغوش یوز وحشی، از خطر آفرین ترین گوشت خوارها می نهد و هر دو سرشار از آرامشی عمیق، نجیب و صبور پهلو به پهلوی هم آرمیده و گفتگویی پنهان و اسرار آمیز، شبیه حكایات هزار و یك شب میانشان بر قرار می شود كه جز در سكوت  شنیده نمی شود . كلبرت برای یافتن چنین روابطی سال ها جستجو می كند به مناطق بومی و ممنوعه ایی وارد می شود و كندوكاوی ماهرانه را در عجایب هستی و فرهنگ ملل، با دوربین عكاسی اش  آغاز می كند. زمان را فراموش می كند پنج، ده یا پانزده سال هیچ فرقی نمی كند چرا كه تصاویرش در ستیز با زمان و خارج از بعد زمان اند، او حیوانات را حامیان افسانه ای خویش می داند و می گوید: « می خواهم با هر شیوه و ابزار از تمامی ظرفیت قلبم استفاده كنم، بعضی می گویند افكار من متعصبانه و در مقابله با انسان هاست ولی همین رفتار در دوره های گذشته ی تاریخ یك موهبت الهی محسوب می شد. »دو پسر بومی با چرخش به دور یوز، بازی شیرینی را آغاز كرده اند، میمون سیاه مهربانی قایقی را كه حامل با نویی خفته است هدایت می كند و مادربزرگی پر تجربه گربه ی وحشی را بسان كودك شیر خواره خود در آغوش گرفته و تمامی این لحظات ما را به یاد خواب های دور از باور خود می اندازد و می بینیم كه كلبرت با تصویر كردن خوا ب هایش، آن ها را همگانی و ممكن می سازد اما به طور یقین نتوانسته و نمی خواسته كه فضای حا كم خواب گونه را از میان بردارد.

 

 

 

كلبرت هنرمندی است که فضای ذهنی و آثارش نمود اسطوره های از یاد رفته و دشمنی غریب ما با حیوانات و رویاهای كودكی مان است، فرهنگی مقدس اما فراموش شده، حیواناتی جذاب اما خطرناك و دنیای بی مرز كودكی اما به خاك سپرده شده. او در كنار نهنگ های غول پیكر شنا می كند و زیر اندام شش تُنی آنها رهاتر از هر زمان دیگری می رقصد. او در مورد این تجربه می گوید: « مجبور بودیم ماه ها در آن محیط پرسه بزنیم و شش هفته با وال ها كار كردیم بدون اینكه حتی یك فریم بگیریم و من درسی كه از بومیان گرفته بودم را با خود تكرار می كردم، صبر همچون تخم مرغی است كه پرنده ای شگفت انگیز از آن بیرون می آید. من با امید و از اعماق قلبم انتظار می كشیدم و بعد به ناگاه روزهای خوب پیش آمد. گروه ما به سرعت مشغول كار شد و من در كنار وال ها شنا كردم و روزهای بعدی فرصتی بود برای فكر كردن به این معجزه ها، عجله ای در كار نبود تصمیم گیری با من نبود فیل ها و وال ها بودند كه تصمیم می گرفتند. زمانی كه با با بزرگترین گوشتخوار جهان كار می كنید به هیچ روی ترس را احساس نمی كنید. برای این كار اگر چه به طور معمول باید از مدل استفاده می كردم اما این كار را نكردم. اگر انسان به چیزی اعتقاد داشته باشد گاهی اوقات باید برای آن مبارزه كند. »به هیچ وجه نمی توان عكس های این مجموعه را در ژانری خاص جای داد، نخستین باری كه میان این تصاویر احاطه می شویم دچار شگفت زدگی هیجان باری می شویم كه به واقعی بودن شان شك خواهیم كرد پس از مرور چند باره نه به نتیجه ای می رسیم و نه دیگر به دنبال نتیجه ای هستیم چرا كه عكس ها در همان بُعد شگفت آفرینی باقی می مانند، آن ها ما را متعجب و كنجكاو می كنند و كلبرت برای رسیدن به این هدف از ابزاری استفاده می كند كه عموماً با چشمان ما و حافظه تصویری ما غریبه اند، همانند حیوانات وحشی كه متعلق به طبیعت بكر و نا دیده ای هستند، انسان هایی بومی كه معرف قوم و ملتی دیرینه و كهن اند و مكان هایی سرشار از شگفتی و نبوغ كه  یادگار تاریخ بشری اند. درام پردازی از اصلی ترین ویژگی عكس هاست، نمایش خود ساخته عكاس كه با تكیه بر آیین ها و رسوم، رهبری و اجرایش می كند . او بر همه چیز مسلط است حتی اركستر پر نوازنده اش را وادار به اجراهای متعدد سكوت می كند، سكوتی كه نواخته می شود و در كنار تمامی عكس ها هر باره اجرا می شود شاید تنها جایی كه فریب می خورد در یگانه عكسی است كه پسرها به گوش های فیلی نشسته بر زمین چسبیده اند و با قدرت گوش های خود را نیز گرفته اند و صدای آرام ولی پر نفوذ باد، سكوت را از صحنه نمایش دور می كند. سكوت و سكون، این بار سكونی مطلق چیره می گردد. یوز وحشی نماد سرعت و تیز پایی، شاهین قوی بال سمبل پروازی رعب انگیز و نهنگ ها كه شناگرانی بی نظیر و همواره در اعماق و پنهان از دید آدمیان اند، سه گونه ی قدرتمند متعلق به سه فضای اصلی: زمین، آسمان و اقیانوس كه معرف سه گانه ی هستی اند؛ خاك، باد و آب، همگی در سكونی آیینی محصور شده اند حتی به هنگام حركت جز ایستایی نمی توان دید.  آیا می توان نتیجه ی تلاش های بی وقفه ی كلبرت را به ورطه ی ارزش گذاری كشاند؟ آیا این تصاویر كه بار تصنعی شان غالب و گاه آزار دهنده می شود باید به شیوه ی متداول بررسی و به تفسیر كشیده شود؟  یا اینكه می توان جهان اسطوره ای كلبرت را با تمامی قداستش مانند رازی عزیز در ذهن و روح خویش نگاهداری كرد و به آرامش رسید همان آرامشی كه كیمیاگران، مبارزان، و قدیسان در جستجویش بودند و در عكس ها حضور دارد. خیال امنِ وسوسه انگیزی دربیننده حاكم می شود، او را در بر می گیرد همانند مرشد و استادی با تجربه راهبری اش می كند تا به مراقبه و مدیتیشنی ناخواسته دست یابد.  نمایشگاه این عكاس چهل ساله، در كنار بازار گوشت نیویورك اعتراضی بر ارتباط یك طرفه و تجاری انسان ها با حیوانات بود. تا سه سال پیش هیچ حمایتی از پروژه های عظیم كلبرت در كار نبود، هیچ فروشی نداشت و تمامی خریداران را از خود دور می كرد تا این كه در نمایشگاه خبرسازش در ونیز، رئیس شركت رولكس[5] پس از تماشای آثار به ملاقات گریگوری رفت و سوالی پرسید: « چرا این فیل می خندد. » و او خریدار و وارث كلیه ی آثار خلق شده و خلق نشده كلبرت شد. كلبرت درباره ی این معامله چنین می گوید: « هیچ احمقی در هنر سرمایه گذاری نمی كند، مجبور است هنر را بخرد، این خریداران متكی به پول نیستند كه اگر این گونه باشند بهتر است با سواركاران قراردادی را امضاء كنند.

 

 

 

هنر دنیایی ناشناخته برای اقشار حساس است. انسان ها تابلوها را در بر می گیرند، به موسیقی گوش می دهند و به تماشای فیلم می نشینند چون تمامی این هنرها با قلبشان صحبت می كنند. تاجرها و كارخانه داران كه صبح ها نمی توانند در خدمت قلبشان باشند شب ها به هنر احتیاج دارند. » در سراسر جهان میلیاردها دلار خرج می شود تا مردم به هنر روی بیاورند، این در حالی است كه هنر باید برای مردم به ارمغان آورده شود و كلبرت هنر را برای مردم به ارمغان آورده است. هنر او با بار تقدس گونه اش عاری از هر مذهبی است در حالی كه او به واتیكان می رود و نام موزه اش را كلیسای جامع قرن بیست و یك می نهد اما معتقد است كه هنرش در خدمت خداوند بوده و با حیوانات همكاری شكوهمندی را آغاز كرده است. عكس های گریگوری ما را شگفت زده و علاقه مند به بازخوانی تاریخ بشریت می كند كلبرت می گوید: « وقتی شما می گویید دیگر هیچ بقایایی در منطقه به جای نمانده، هیچكس توجه نمی كند اما وقتی شما می گویید كه آن جنگل یا كوهستان مادرتان است، همه به شما توجه می كنند هیچكس رابطه عاطفی با مادر خود را انكار نمی كند. در چهل سال اخیر گونه های حیوانی بسیاری منقرض شده اند و ما حتی به اندازه یك سال هم در این مورد نیاندیشیدایم. من یك سخنران خوب هستم كه جلوی موزه ایستاده و همانند مارتین لوتر[6] خواهم گفت: من یك آرزو دارم كه آدمیان و حیوانات برابر باشند. »

 

 

    نازیلا سمیعی از معدود نقاشان معاصر است كه آثارش بر پایه ی اسطوره ها و به خصوص اسطوره ها و افسانه های ایرانی شكل گرفته است. او دیوها، جن ها و همراهان و بدخواهان سلیمان نبی را نقاشی می كند و این شمایل ها نه تنها با انسان امروزی غریبه نیستند بلكه چنان آشنا می نمایند كه همگی لحظه ای به خود می گوییم «من این موجود را دیده ام». به یاد دارم كه در یكی از نمایشگاه های نازیلا سمیعی در پاسخ به سوال یكی از بازدیدكنندگان او چنین جواب داد: «من یك گاو هستم». از او خواستم كه با شناخت و تجربه های مشتركی كه با كلبرت دارد، تحلیلی كوتاه از آثارش بنویسد و او جواب داد كه «نوشته ی من تنها حاصل احساس ها و برداشت های شخصی من از عكس های اوست، نه سند و مرجعی موثق.»                   

                                                                                  

 گذری بر دنیای نمادین گریگوری كلبرت            نازیلا سمیعی

هنرمندی كه به موازات عكاسی اش شعر می گوید، نقاشی می كند، وبا هر ابزاری دنیای اسطوره ای اش را به تصویر می كشد.به تصاویر خلق شده ی كلبرت كه می نگرم، یك چیز بیش از سایر وی‍ژگی های آثارش حسادتم را بر می انگیزد و آن اعجاز بی نظیر او در آشتی مجدد طبیعت، حیوان و انسان است، جایی كه فیلی در برابر انسان زانو برزمین زده، شاهینی گشوده بال انسانی را متبرك می سازد و حتی خود عكاس كه درراستای تصویرسازی افسانه هایش عكاسی می كند، گرداگرد نهنگی عظیم در حال رقص و طواف است. انسان های عكس های كلبرت همانند حیواناتش در جریانی احترام آمیز و دو طرفه هستند و این مخلوقات همراه با تمامی هستی در طبیعتی بكر و بی كران به خالق یگانه ادای احترام می كنند. اگر طبیعت و جهان با حضور انسان معنا پذیر باشد، حضور انسان نیز تنها با شناخت و نزدیكی به این همزاد معنا می یابد یا حداقل افرادی با ذهنیت و جهان بینی كلبرت این گونه می بینند. او از نمادها و نشانه هایی بهره می جوید كه شامل این دو دسته اند: اول طبیعت گذشته كه اشاره ای به پاكی، بكری و به نوعی كودكی است و دوم طبیعتی بومی و در خدمت انسان بومی و همدمی با این هر دو، از منظر كلبرت رویایی شیرین است كه تلخی واقعیت حیات كنونی آدمی بر آن رویای كودكانه و بلوغ نیافته چیره می گردد. به عقاید پیشینیان باز گردیم شاید اشاره هایی كوتاه به این اصول ما را به سر مشق های اولیه ی كلبرت برساند، در عقاید ایرانیان باستان دو گروه جانور موجود بود: جانوران خیر یا اهورایی چونان گوسفند، گاو، بز، سگ آبی، اسب و دیگر حیوانات شر یا اهریمنی چون مار، كژدم، مارمولك، قورباغه و ... . آنان هنگامی كه فیل را دیدند به سبب اندام غول پیكرش گمان بردند این موجود ساخته دست اهریمن است، اما این باور دیری نپایید و فیل یكی از نیروهای نظامی داریوش سوم شد، سودمندی و خدمتی كه این حیوان برای ایرانیان انجام داد باعث شد كه آن نگرش دشمن گونه دگرگون شود و نماد قدرت و اقتدار گردد. در مصر باستان عقاید متفاوت بود، عزیزترین موجودات برای مصریان پرندگان بودند بدین دلیل كه آزاده بودند و كمتر به خدمت انسان در می آمدند و نمادی از قدرت و جاودانگی بودند. در نقوش و كتیبه های مصر، اسطوره ی مرغی را می بینیم كه مقدس و فنا ناپذیر است و افسانه ققنوس به نوعی وام دار این اسطوره پیش از خود است، او نیز زاده ی مرگ است. در سایر تمدن های شرقی همانند هند موجودات بر اساس بركتی كه به انسان می بخشیدند عزیز و دوست داستنی محسوب می شدند مثل فیل و گاو كه در هند ارزشی برابر و گاهاً بیشتر از انسان ها دارند . كلبرت با استفاده از حیوانات اساطیری همچون شاعری زبردست با استعاره سازی طبیعت، زمان، جهان و انسان، وجودی واحد از آنان می سازد كه روایتگر حقیقت راستین می شوند ودر این راستا گویی او جنس طبیعت، آدمی و حیوان را یكی می گرداند، تا به حقیقتی بزرگتر كه مرزها را نمی شناسد و هیچ كس را توانای مالكیت آن نیست دست یابد، اسطوره های شاعرانه و حقیقی به نام آزادی. جهان بینی او با حضور پر رنگ تر زن و اشاره به بكارت، زایش و نزدیكی هر چه بیشتر زن به نفس طبیعت، فضایی اصیل تر می یابد. عشق، طبیعت و تاریخی كه در این عكس ها دیده می شود همواره پیوسته و جدایی ناپذیرند و در عین حال هر كدام با فاصله ای اندك از هم می میرند. زبانی سمبلیك كه با گشایش رمزهای آن می توان به دورترین تجربه ها و خاطره های یك قوم یا ملت دست یافت. و در این پهنه است كه رویای كلبرت پا فراتر از یك رویای شخصی می نهد و خواب های شگفت انگیز او به تصاویری ملموس برای آدمیان تبدیل می شود. تصاویری كه با رویا متولد می شوند و او با آن ها افسانه می سازد. شاعرانگی این عكس ها نه بدین جهت كه خیال گونه و باور ناپذیرند بلكه به جهت استفاده و كاربری این شاعر- عكاس از عناصر و داشته های جهان است. در منظر یك شاعر هر جزو از از اجزای جهان هستی، دارای ارزشی بزرگ است و این همان آموزه ای است كه او در پی اشاعه و ترویج اش است. با تمامی اشاراتی كه به تقدس و فراموشی حیوانات كردیم و همه ما در نگاه نخستین به آن دست می یابیم، در این عكس ها چیزی وجود دارد كه بیش از هر اشاره ی دیگر مرا می ترساند و آن تنهایی بی دلیل و بی نهایت انسان است، تنهایی كه ساخته و حاصل تمدن است. به قول احمد شاملو: قناری گفت: - كُره ی ما كُره ی قفس ها با میله های زرین وچینه دانِ چینی.ماهیِ سُرخِ سفره ی هفت سین اش به محیطی تعبیر كرد كه هر بهار متبلور می شود. كركس گفت : - سیاره ی من سیاره ی بی هم تایی كه در آن مرگ    مائده می آفریند ...انسان سخنی نگفتتنها او بود كه جامه به تن داشت  وآستین اش از اشك تَر بود.     

 

نوشته‌ی آسیه عطایی

 

 منابع:Interview Peter Hossli with Gregory Colbert /   www.hossli.com

www.thebookla.com

www.dancewithshadows.com

www.sayerowshan.blogfa.com


1. Interview Peter Hossli with Gregory Colbert
2. Dumbo شخصیت كارتونی (انیمیشنی) كه بچه فیلی شگفت انگیز بود و توسط گوش های بزرگش پرواز می كرد. 
3. Gregory Colbert
4. Ashes and snow
5. Rolex 
6. Martin Lutherکشیش و اصلاح طلب دینی، بنیانگذار فرقه ی پروتستان   
صفحه 4 از 12
صفحه قبلی |<< << < ... 3  [4]  5  ... > >> >>| صفحه بعدی