نشریه کالوتیپ
نشریه کالوتیپ
نشریه کالوتیپ

 

گفت و گو با مدیر گروه جدید عکاسی

 

بالاخره مدیر گروه عکاسی نیز عوض شد.

شاید این اتفاق بازتاب و تأثیر چندانی میان دانشجوه های گروه عکاسی نداشت. دانشجوهایی که به سیستم موجود دانشگاه و گروه چنان خو گرفته اند که انتظار هیچ گونه تغییر و اتفاق خاصی ندارند و حتی معجزه در این ساختار نیز آنها را دیگر به وجود نمی آورد. به هرحال کف پوش گروه عکاسی عوض شده بود و فضای اتاق مدیر گروه نیز با جابه جایی چند عکس و عوض کردن جای چند پایان نامه چندان فضای جدیدی به نظر نمی رسید، اما چیزی که بیشتر جلب توجه می کرد، اسامی اساتیدی بود که در ترم جاری با دانشجویان به کلاس می رفتند. تنوع اسامی که قبلاً وجود نداشت و وجود اساتیدی که 8 ترم پیاپی با دانشجویان کلاس داشتند این تغییر را محسوس کرده بود که به مذاق بعضی ها خوش می آمد و به مذاق بعضی ها نه!

خارج از تمام این مسائل و مباحث با دکتر سلیمی، مدیر گروه جدید عکاسی، گفت و گویی داشتیم که بیشتر به گپی دوستانه می مانست.

در پایان مصاحبه، خوشحال و سرخوش از تمامی حسن نیت ها و برنامه های آقای سلیمی، دفتر ایشان را ترک کردیم. اما آشنا به تمام وعده های مرسوم، فکر ما هنوز به این سؤال مشغول بود که آیا خوش بین باشیم و بازهم خود را فریب دهیم یا تلاش کنیم و امیدوار باشیم؟!

 

-       به عنوان سؤال اول ، یک بیوگرافی از خودتان تا بیشتر با شما آشنا شویم.

 من متولد بهمن 30 هستم، لیسانسم را از دانشکده هنرهای دراماتیک گرفتم، با گرایش عکاسی و فیلمبرداری در رشته ی سینما، فوق لیسانسم را از دانشکده هنرهای زیبا گرفتم، دانشگاه تهران، رشته ی پژوهش هنر با گرایش سینما، دکترام را هم دانشگاه هنر گرفتم، پژوهش هنر، آن هم با گرایش سینما.

عکاسی را از دوران دانشکده شروع کردم، دستیاری عکاس ها را می کردم، عکاسی فیلم می کردم، عکاس تئاتر بودم، چهارجلد کتاب در زمینه ی عکاسی نوشتم، در تصویب رشته عکاسی نقش داشتم، مسؤل تصویب عکاسی برای دوره های دانشگاه جامع علمی- کاربردی بودم، عکاسی تبلیغاتی هم کردم، عکاسی کتاب کردم، یک مجله بود جایزه هم گرفتیم. بعد از سال 54 هم تدریس عکاسی کردم.

 

-       در دانشگاهِ؟

در دانشگاه های مختلف، دانشگاه الزهرا بودم، هنرهای زیبا بودم، دانشگاه علم و صنعت، کلیه مراکز آموزش عالی، دانشگاه شهیدرجایی و جاهای مختلف. خیلی از نسل عکاس ها، حداقل آن هایی که به هر حال عکاس هستند شاید در ذهنشان اگر بگردند یک جوری اسم من یادشان بیاید.

 

-       در حال حاضر غیر از مدیرگروه دوره ی کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه هنر در چه دانشگاه های دیگری سِمَت دارید؟

من سه سال رئیس دانشگاه سوره بودم، حالا تحصیلات تکمیلی هستم یعنی در دانشگاه سوره پنج رشته ی تحصیلات تکمیلی در رشته های مختلف راه اندازی کردم و بعد مسؤل یکی از رشته های دیگرش هم هستم.

 

-       مدیر گروهش هستید؟

بله، مدیر گروه یک رشته ی دیگرش هم هستم ولی من، بیشتر فعالیتم اینجاست.

 

-       ما در آقای سلیمی که دوره ی کارشناسی ارشد مدیرگروه بودن با آقای سلیمی که حالا مدیر گروه کارشناسی هم شدن تفاوت هایی را می بینیم، مثلاً از نحوه ی انتخاب اساتید و تغییراتی که ایجاد شد، مثلاً همین کف پوش گروه عوض شد. کلاً این تغییرات چرا قبلاً در دوره ی کارشناسی ارشد اتفاق نیفتاد؟

ببینید من دوست دارم که از تمام گروه های مختلف بیایند، یعنی برخلاف سایر جاها. من برای بعضی از این درس های شما حتی از بچه های دانشگاه تهران هم دعوت کردم، دانشگاه ها از نظر من یکی است و ما از تمام استادها در هر تیپ و هر فکری که باشند، البته با توجه به ضوابط دانشگاه، استفاده می کنیم. ببینید ما اینجا تکنیسین تربیت نمی کنیم، عکاسی مثل تمام هنرها یک زبان هنری دارد، دانشجویی که عکاسی می خواند باید دیدگاه گسترده ای نسبت به تمام هنرها داشته باشد. به همین دلیل است که ما سعی می کنیم از نظر تئوری یک مقداری بچه ها را قوی کنیم. ببینید در زمینه ی عملی و لابراتوار شاید خیلی نتوانیم بچه ها را قوی بکنیم چراکه امکاناتمان به آن اندازه نیست. فرض کنید برای عکاسی تبلیغات باید برای هر دو نفر دوربین داشته باشیم، برای هر دو نفر استاد داشته باشیم. بنابراین از افراد مختلفی که در زمینه ی نظری کار کردند و یا تجربه دارند استفاده کردیم.

- پس فکر می کنید تغییرات ساختاری صورت گرفته در نحوه ی ارائه دروس، اینکه یک دوره ای دانشگاه هنر بیشتر تأکیدش روی قضیه ی عملی بود و حالا روی نظری؟

به هرحال ما تکنسین تربیت نمی کنیم. سعی می کنیم امکانات را فراهم کنیم ولی امکانات ما به هرحال با این تعداد دانشجو محدود است. ما در حقیقت داریم فرهنگ سازی می کنیم، می خواهیم فرهنگ عکاسی را در این مملکت بالا ببریم. فرهنگ مملکت هم برود بالا یعنی اینکه تفکر دانشجو برود بالا. ما هرچقدر تفکر بچه ها را قوی کنیم قطعاً بهتر است. تکنیک یک وسیله است، وسیله ای است برای القای یک مفهوم. شما وقتی این تفکر را داشته باشید دشوارترین وسیله را ظرف مدت کوتاهی شاید بتوانید یاد بگیرید و کار کنید.

 

- اینکه پایان نامه ما را حذف کردند، دقیقاً علیه این جریان نیست؟

کی گفته پایان نامه ندارید!؟

 

-        مدیر گروه قبلی، خانم طاعی گفته بودند احتمالاً ورودی 83 به بعد پایان نامه نداشته باشد.

یک چیزی را ایشان گفته بعد این را ربط می دهید به این طرف. ببینید دانشجو بعد از اینکه می آید و آموخته پیدا می کند باید یک امتحان بدهد دیگر، درست است؟

 

-       درست است.

این امتحان باید به صورت یک پایان نامه باشد. شما به عنوان یک لیسانس یا کارشناس عکاسی هستید، حداقل باید چندتا کار ازشما ببینیم دیگر.

 

-       پس ما این پایان نامه را داریم؟

باید باشد. همین طوری که نمی شود شما مدرکتان را گرفتید برید. بحث بر سر این است که ما می گوییم که حتماً باید باشد یعنی شما پایان نامه قطعاً دارید، حالا روشش ممکن است فرق کند.

 

-       راجع به مصاحبه ی ورود به رشته ی عکاسی که لغو شد، نظرتان چیست؟

ببینید مصاحبه یک حسن هایی دارد و یک بدی هایی هم دارد. حسن هاش این است که آدم شناختی پیدا می کند، بدی هایش هم این است که ممکن است اعمال نظر پیش بیاید، ما به هر حال انسان هستیم، وقتی در یک جایی می نشینیم ممکن است تحت یک تأثیراتی قرار بگیریم.

-       یک سؤال عجیب و غریب، شما چطوری مدیر گروه شدید؟

اینجا چطوری مدیر گروه شدم؟

-       بله، قبلاً در مصاحبه ای که با خانم طاعی داشتیم، قرار بود بعد از اینکه آقای مترجم زاده دکترا گرفتند، ایشان استعفا بدهند و آقای مترجم زاده مدیر گروه شوند. بعد اتفاق غیرمنتظره ای که امسال افتاد، مدیرگروه شدن شما بود.

من چند سالی دانشگاه هنر معاون دانشجویی بودم. یک چندسالی هم معاون مالی- اداری بودم، من پیشنهادی نکردم که من را مدیر گروه کنید، از من خواستند که بیایم و من هم آمدم. مسئولیت مدیرگروهی هم موقت است. به هرحال حسنی نیست، می بینید که زحماتش بیشتر است. در همه ی گروه ها هم یکی، دو سال مدیر گروه ها عوض می شوند.

-       فکر نمی کنید، عوض شدن مدیر گروه ها به برنامه های گروه لطمه بزند یا اینکه این برنامه ها از قبل وجود دارد؟

ببینید برنامه ای که ما اجرا کردیم، همان برنامه ی مدیر گروه قبلی بود. یعنی ما تغییراتی به گروه ندادیم. خانم طاعی همکار بسیار عزیز ما هستند. سال ها در خدمتشان بودیم. خانم طاعی اعلام کردند دیگر خسته شدند، این بود که گفتن شما بگیرید. یک سری از استادها هم که عوض شدن به خاطر این بود که خود استادها دیگر نیامدند.

-       فکر می کنید دانشگاه هنر باید با دانشگاه های دیگری که رشته ی عکاسی دارند مثل دانشگاه تهران و آزاد باید تفاوت هایی داشته باشد؟

تفاوت نه، تعامل اگر باشد موافقم. مثلاً استادهای ما آنجا بروند و استادهای آنها اینجا بیایند. اینکه ما تنها دانشگاه مرکزی هنر هستیم، بله ما باید یک سروگردن بالاتر باشیم و تصور می کنم یک مقداری هستیم.

-       هستیم؟

فکر می کنم هستیم.

-       چه توقعی از دانشجوها دارید؟

توقع خاصی ندارم. دلم می خواهد نظم کلاس را رعایت کنند. به استادهایی که می آوریم اعتماد کنند. به هرحال ما دو سه پیراهن از دانشجوها بیشتر پاره کردیم. استاد یک راهنما است و کسی که باید کار کند دانشجو است. اسمش هم دانشجو است یعنی جوینده ی دانش. دانشجو هم اینترنت دارد، یک کتابخانه ی عظیم هنری دانشگاه هنر دارد و یک سری امکانات.

-       فکر می کنید دانشجوها از شما چه توقعی دارند؟

قطعاً دانشجوها از ما خیلی توقع دارند.

-       مثلاً؟

که بهترین امکاناتی که در جهان موجود است، حداقل در اینجا بگذاریم. بهترین استادهایی که ممکن است وجود داشته باشند ما اینجا برایشان بیاوریم. مثل یک پدر می ماند و فرزندش. فرزند هم یک انتظارات خاصی از پدرش دارد و پدر هم واقعاً دلش می خواهد همه ی آن انتظارات را برای بچه اش فراهم کند ولی بعضی وقت ها دستش خالی است، دست هم که خالی باشد فقط می شود روی سر گذاشت.

-       چقدر با انجمن علمی عکاسی و نشریه ی کالوتیپ آشنا هستید؟

نشریه کالوتیپ را دیدم خیلی خوشم آمد. من خودم می دانم مشکلات دانشگاه چیست، دانشجو بودم و می دانم. حالا هم هرکاری که بچه ها بخواهند بکنند، در چارچوبی که دانشگاه دارد، من کاملاً موافقم. دوست دارم از حالت رکود در بیاید و دانشجوها برای خودشان و رشته ی خودشان ارزش قایل باشند.

- ممنون از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید.

 

مصاحبه از زانیار بلوری، گلاره خوشگذران حقیقی

صفحه 4 از 13
صفحه قبلی |<< << < ... 3  [4]  5  ... > >> >>| صفحه بعدی